تكنو پولي :
عنواني است كه پستمن بر تظام و جامعه اي نهاده كه در آن تكنولوژي وكامپيوتر خود را به جاي خداي قادر ومدبر و عادل نشانده، سرنوشت جامعه انساني را در دست گرفته و انسان را به تسليم و رضا در برابر خود مي خواند. گريز از قناعت و گرايش به حرص و آز تكنولوژيكي ، كه نظام تكنو پولي هم آن را مي طلبد را هم ترويج مي كند ، هميشه خطري خاد بوده است . تكنو پولي بي توجهي و غفلت زدگي انسانها را نسبت به ازدست دادن مهارتهاي گذشته ، كه نتيجه قهری بهره وري بي دريغ از كاراييهاي مفتون كننده تكنولوژي جديد است ، تقويت مي كند . انسان بايد همواره به خاطر داشته باشد كه چه كاري را مي تواند بدون توسل به كامپيوتر انجام دهد و اگربراي انجام هر كاري از كامپيوتر استفاده كند، چه تواناييهاي ذاتي را از دست خواهد داد .
ما مي دانيم پزشكاني كه خود را كاملاً به تجهيزات متكي ساخته اند ، قدرت تشخيص خود را درارزيابي مشاهدات و علايم ظاهري بيماری از دست داده و قادر به ارائه يك راه درماتي نيستند . حال ميتوانيم ازخود بپرسيم كه در صورت اتكاي مطلق به كامپيوتر ، چه تواناييهاي سنتي را خورد كرده و از بين ميبريم .(تکنوپولی –نیل پستمن)
مهاجمين فرهنگي و راه هاي مبارزه با آنها:
اگر خواسته باشيم به طور جدي با تهاجم فرهنگي مقابله كنيم كه بايد اين كار را نيز با تمام زحمات و مشكلاتش انجام دهيم و دشمن را كه سارق افكار مردم است و از باب تجاوز وارد خانه دل مردم شده و محبت ها و تعهد ها را ضعيف كرده و ايمان جوانان رابه سرقت برده ،از درون مردم خارج كنيم بايد به موارد زير توجه داشته باشيم .
1- دولت ها بايد با مردم صميمانه تر برخورد كنند و در گفتارها و رفتارها و مراوده ، نسل جوان را در آغوش گيرند آن نااميديها و ناراحتي هايي را كه در بين بسياري ازآنها به وجود آمده با ملايمت و آشنا كردن آنان با كمبود ها همچون شخصيت دادن به جوانان ، از بين ببرند . سپس حس خوش بيني را نسبت به نظام درآنها به وجود آورند تا جوانان نسبت به اهداف نظام بي تفاوت نبوده و دلگرم شوند و انحراف هاي احتمالي خود را اصلاح كرده و در حفظ آن حريص و متعهد با شند . اين همان شيوه اي است كه "رهبر معظم انقلاب "و " رئيس جمهوري محترم " در جلسات خود با جوانان به كار گرفته و مي گيرند .
2- دولت بايد در برخورد با فساد با حفظ حدود قانون ، قاطعانه برخورد كند و با تسامح و تساهل با افراد فاسد و مضر برخورد نكند . البته افراد غير مسئول حق ندارد در اين امور قاطعيت نشان دهنده چرا كه اقدام آنان هرج و مرج به وجود مي آورد و به اصل قانون و اجراي آنها ضربه مي زند .
3- اقتصاد كشور بايد در مسيري هدايت شود كه به رشد فساد و بي بندو باري و گرايش به تجملات در تبعيت از الگوهاي غربي منجر نشود زيرا فقر ازيك سو و تنعم و اشرافيت طبقات مرفه و توجه به تجملات و پيدايش شيوه هاي جديد رفتاري از سوي ديگر ، هر كدام به نوعي انسان را از خود سازي و تعالي و فرهنگي باز مي دارد .
4- وضع قوانين و مقرراتي در زمينه توليدات فرهنگي اعم ازنشريات ،كتاب ، فيلم ،نوار ، ... كه مانع گرايش به ابتذال دراين زمينه گردد .
5- ايجاد امكان برخورداري ازحداقل معیشت و زندگي سالم به نحوي كه افراد جامعه ازروي كردن به درآمد ها و فعاليتهاي ناسالم و نامشروع پرهيز كنند .
6- افزايش و گسترش تفريحات سالم ، مانند ورزش و فعاليتهاي فرهنگي و هنري به ويژه براي جوانان كه مايه بي توجهي به فرهنگ هاي مبتذل و ضد ارزشي مي شود .
7- تقويت بنيان هاي فرهنگي جامعه و ايجاد اعتماد به نفس درمردم و شناساندن اهداف دشمن و تغذيه مداوم فكري – فرهنگي اقشار مختلف ، متناسب با سطح تحصيلات شان كه اين مورد اهميت خاصي دارد .
8- حركت سريع و مداوم حوزه هاي علميه در ارائه فرهنگ اصيل اسلامي در ابعاد مختلف جهت واكسينه كردن اقشار مردم . آري اگر مرم تغذيه معنوي نشوند ، قهراً به تغذيه نامطلوب دست مي زنند .
9- جهت دادن به روزنامه ها ... مطبوعات به سوي عدم تجاوزبه حقوق نوع مردم در تهاجم خبری ، چرا كه روزنامه ها اكثر در حد اعلان كننده خبر و به دور ازتعدي و تجاوز نيستند ، بلكه علاوه بر اعلان يك يا چند خبر جنجالي ، ايجاد دلهره و اضطراب كرده ، حدود حرمت ها را مي شكنند .
10- تهاجم فرهنگي دربعضي موارد به دليل خلاً فرهنگي موجود بين نسل جوان صورت مي گيرد و اين خلاً ناشي ازعدم دسترسي آنان به كتاب است كه گاهي به عنوان يك درد دل ان را مطرح مي كنند .
11- تبديل در برنامه هاي تلويزيوني جهت اصلاح حركات و برخورد بازيگران زن و مرد صورت پذيرد زيرا پخش اين برنامه ها از سيماي جمهوري اسلامي ايران به منزله اسلاميت و بدون اشكال بودن آنها محسوب مي شود .
12- چه مناسب است كه جهت جلوگيري از تهاجم فرهنگي ارائه برنامه ها و ميزگردهايي با حضور جوانان و مسئولان صدا و سيما برگزار شود و مساله ماهواره براي آنها شكافته شود و در اين باره تبادل افكار شود .
بايد مسئوليت اين كار به جوانان داده شود تا هم در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي مشاركت داده شوند و هم در جلوگيري از تهاجم فرهنگي تاثير به سزايي داشته باشند .
13- توجه دادن نسل جوان به قرآن كريم به ريسمان محكم الهي ، روي آوردن جوانان و نوجوانان به قرائت و تفسير ، ظاهر و باطن قرآن كه نتايجي مهم در جهت مقابله با تهاجم فرهنگي دارد . (تهاجم فرهنگی) کلیک کنید
مهاجرت يا فرارمغزها :
مهاجرت از دو جهت براي كشورهاي توسعه نيافته گران تمام مي شود :
الف – وقتي افراد مختصص و دانشمند و متفكر ازكشور خود خارج گردند ، باعث كمبود نيروي متخصص و در نتيجه ضعيف مي گردد و به طور طبيعي كمبود نيروي متخصص و متفكر سبب پائين آمدن قدرت توليد ، وابسته شدن كشور مي شود .
ب – موجب قدرتمند تر شدن استعمار و استكبار مي شود و هر قدر هم استعمار و استكبار قويتر شود به زيان جوامع توسعه نيافته تمام ميشود . علاوه براين ، وقتي نيروهاي متخصص و متفكر جهان توسعه نيافته به كشورهاي پيشرفته مهاجرت مي كنند ازخود آثار ارزشمند فراواني در آنجا بر جاي مي گذارد . هر يك ازنيروها موجب پيدايش ابتكارات و نوآوريهاي فراواني ميشوند و در نتيجه كشور پيشرفته روز به روز پيشرفته تر و مشكلاتش كمتر مي گردد . (ريشه هاي توسعه نيافتگي )
بيكاري :
در جوامع توسعه نيافته هم بيكاري وجود دارد و هم کم كاری، تعداد زيادي هميشه بيكارند و آنها هم كه سر كارند اكثر كم كارند و يا آنكه ازكار خود رضايت ندارند افراد در مقابل صرف وقت خود براي انجام يك كار ، حقوق كافي دريافت نمي دارند ، لذا كم كاري و دو كاري و چند كاري پيش مي آيد . فرد براي تامين زندگي خود ناگزير است دست به كارهاي مختلفي بزند ، در هر كاري قسمتي از وقت را مي دزدد تا صرف كارهاي ديگر نمايد . اگر چه كار مي كند ولي كارش عملاً نتيجه زيادي ندارد و كارها در ادارات مختلف هميشه عقب است. (ريشه هاي توسعه نيافتگي )
كمبود كتاب و ضعف زبانهاي بين المللي:
امروزه خواه نا خواه زبان انگليسي ، علمي ترين زبان بين المللي است و كليه كتابهايي كه در كشورهاي مختلف ، به زبانهاي گوناگون تهيه و منتشر مي شود . چنانچه با ارزش باشند قطعاً در زمان كوتاهي به انگليسي نيز ترجمه مي شود . لذا هر كس كه زبان انگليسي بداند قادر است به قديميترين و جديد ترين منابع علمي وقتي و ادبي و هنري و ... دنيا كما بيش دست يابد كشورها يا بايد ميزان و مقدار ترجمه و چاپ را توسعه دهند تا تمام كتابهاي معتبر دنيا را به زبان خود برگردانند( واين كار نه در حد امكانات كشور است و نه به صرفه )يا انكه زبان انگليسي را در كشورهاي خود در حد زبان دوم يا زبان علمي آموزش دهند تا توان بهره برداري از منابع خوب و معتبر دنيا فراهم گردد و اين به صرفه ترين راه است . (ريشه توسعه نيافتگي )

