نخستين اصل مهم در مسير توسعه و تكامل ، اين است كه پيشرفت و تكامل يك جامعه امري همه جانبه است ، بدين معنا كه همه چيزبا هم رشد و تكامل مي يابد ، ممكن نيست يك كشور بتواند هواپيما بسازد مگر آنكه ادبيات و فلسفه اي پويا هم پديد آورده باشد .
فيزيك ، شيمي ،نقاشي ،معماري ، رياضيات ، مكانيك ، ادبيات ،پزشكي ،و ساير رشته های علمي با هم و دركنار هم رشد مي يابند . كاملاً بعيد است كه يكی از شاخه ها به تنهايي توسعه يابد.
انواع توسعه
توسعۀ اقتصادي :
رشد و توسعه اقتصادي كه لازمه زندگي امروزا ست ،براي كشورهاي در حال توسعه امري حياتي محسوب مي شود . جامعه بدون توسعه و پيشرفت جامعه اي را كد و مرده است ، جامعه اي كه نتواند نيازهاي ضروري و رو به رشد خويش را تأمين نمايد ، در واقع از حيات اجتماعي پويا محروم است . بدون رشد و توسعه ي اقتصادي ، توسعه ي مباني فرهنگ ملي ، گسترش خدمات بهداشتي – درماني ،اجتماعي و برخورداري از نيروي دفاعي كارآمد ، امكان پذير نخواهد بود . كشوري كه از رشد و توسعه ي اقتصادي محروم باشد ، با سپري شدن حتي يك روز ،شكاف نا خوشايند بين انسان و نيازهايش ، انسان و حكومت و انسان و آرمان ها و ارزش هايش ، عميق تر خواهد شد و در نتيجه اعتماد متقابل دولت و ملت از بين خواهد رفت . كشوري كه از رشد اقتصادي مناسب برخوردار نباشد ، ازنظر اقتصادي به طور مداوم از ديگر جوامع عقب مي ماند و احترام و مرتبه اش و دين و آيين و معتقدات و فرهنگ و ارزش هايش نزد ديگران از ارزش ساقط و با ديده ي تحقير نگریسته مي شود . بي ترديد بدون توسعهي اقتصادي ، دستيابي به توسعه ، توهمي بيش نخواهد بود . (ارزشها و توسعه)
توسعه اقتصادي در مقام عمل و اجرا با عناصری سر و كار دارد. عناصري كه عامل آن هستند مانند:
- عامل فرهنگي،؛ تغييرات در برخي وجه تلقيها، مانند ارزش دانستن كار و تلاش اقتصادي، دنيا گرايي، وجود روحيۀ علمي و خود باوري.
- عامل آموزش تخصص(سرمايه گذاري انساني)
- عامل انباشت سرمايه فيزيكي از طريق صرفه جويي، الگوي مصرف مناسب و ممانعت از اتلاف منابع و سپس سرمايه گذاري آن.
- نظارت دولت بر تنظيم بازار، تخصيص بهينۀ منابع، تجارت خارجي و حمايت از صنايع داخلي و ...
- حفظ ثبات نظام.
و عناصري كه اهداف يا آثار و نتايج توسعه اقتصادي هستند مانند:
- تغيير بافتهاي جمعيتي و ايجاد تأمينهاي اقتصادي- اجتماعي.
- تغيير بافتهاي جمعيتي- سكونتي
- حصول استقلال و خود اتكائي.
- كاهش فقر نسبي
- حذف فقر مطلق.
(ص 90- نوسازي جامعه از ديدگاه امام خميني)
توسعۀ اجتماعي :
توسعۀ اجتماعي ، برفرد و خانواده به مثابه ي عناصر تعيين كننده و ارزشمند و تأثير گذار بر سرنوشت جامعه تأكيد مي شود . از اين رو براي تحقق توسعه ي اجتماعي بايد شاخص هاي زندگي و رفاه اجتماعي بهبود يابد و به صاحبان انديشه و فكر مجال رشد و پرورش داده شود ، تا به كمال مطلوب نايل آيند ،و به گونه اي شايسته در توسعه مشاركت نمايند ، تا خلاقيت هاي ذاتي و اكتسابي شان شكوفا شود . توسعه ي اجتماعي زماني صورت مي پذيرد كه نهادهاي مناسب و آگاهي بخش در جامعه كه مظاهر و نمودهاي آنها را مي توان به صورت زير برشمرد ، در جامعه تحقق يابد :
1- گسترش سواد و آموزش
2- همگاني شدن آموزش و پرورش
3- وجود مراكز آموزش فني – حرفه اي
4- تلقي آموزش به عنوان شالوده ي حياتي براي جامعه
5- تعليم و تربيت روح آزادگي و آزادي خواهي
6- توجه روز افزون به قوام خانواده و برآوردن نيازهاي اساسي
7- رعايت بهداشت فردي ، خانوادگي و عمومي
8- ايجاد فضاي مناسب براي زن و مرد در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي
9- امنيت اجتماعي فراگير
10- قداست كار و وجود وجدان كاري بين آحاد مردم
11- وجود و حضور عنصر نظم ، انظباط كاري و تشكيلاتي
توسعۀ سياسي :
شاخص هاي توسعه سياسي عبارت است از :
1- مشروعيت نظام و اعتماد مردم به دولتمردان
2- - علاقه به جامعه و به دنبال آن قانون پذيري در ميان مردم بنيادي باشد.
3- منافع هيأت حاكم با مصالح و منافع عمومي مردم همسو باشد.
4- آرامش اقتصادي وجود داشته باشد.
5- آموزش مهمترين ركن برنامهريزي جامعه باشد
6 - مشاركت مردم از طريق نهادهاي اجتماعي ، سياسي ، نظير انتخابات ، مجلس ، احزاب و نهادهاي سياسي غير دولتي و مطبوعات و قدرت انتخاب حكومتي برخاسته از مردم بر مردم و ميزان آزادی آنان
7 - حكومت قانون و نه حكومت فرد به شكل استبدادي و ديكتاتوري و غير شخصي بودن نظام سياسي
8 - اقتدار دولت در پاسخگويي به نيازهاي مردم از طريق ايجاد شبكه ي اداري كارآ و فعال و حل قانونمند مشكلات و معضلات سياسي جامعه
توسعۀ فرهنگي :
مقصود از توسعه فرهنگي ، ايجاد شرايط و امكانات مادي و معنوي مناسب براي افراد جامعه به منظور شناخت جايگاه آنان و رشد و افزايش علم و دانش و معرفت انسان ها و آمادگي براي تحول و پيشرفت و پذيرش اصول توسعه ، نظير : قانون پذيري ،نظم ،بهبود روابط اجتماعي و انساني و افزايش توانايي هاي علمي و اخلاقي و معنوي براي همه ي افراد جامعه مي باشد .
شرط اصلي توسعه اقتصادي ، توسعه ي فرهنگي است براي آن كه مردم بتوانند دنياي جديد را درك كنند و به آن شكل دهند ،افراد قبل از آنکه بتواند خود را با تغييرات ضروري در شغلشان و فق دهد بايد بتوانند خود را با تغيير ،هماهنگ سازند . (ارزشها و توسعه)
