
تاريخ تكنولوژي همان تاريخ جامعه بشري است، از ابزار اوليهي ساده كه نشانگر آغاز تمدن بوده تا سفينههاي عظيم كه اكنون آدمي را در راه تسخير ستارگان قرار داده است. ما دورههاي تاريخ بشري را بر مبناي تكنولوژيهاي عمدة آن نامگذاري كردهايم. مانند عصر حجر، عصر برنز، عصر آهن، از انقلاب صنعتي تا انقلاب ترانزيستوري، تكنولوژيهاي نوين موجب پيدايش شماري از تحولات بسيار مهم در تاريخ جامعة بشري شده است.
امروز ما در آستانة عصر جديدي هستيم و آن عصر نوآوري جدي در بعضي از پيچيدهترين تكنولوژيهايي است كه توسط آدمي شناخته شده است.) تکنولوژی ژاپن )
توسعه در نظريات نوسازي به مرحله انتقال از جامعه سنتي به جامعه مدرن اطلاق ميشود. جامعهاي كه اين انتقال را بخوبي به انجام برساند، توسعه يافته است و جامعهاي كه در جهت اين روند انتقال باشد، جامعه در حال توسعه تلقي ميشود.
با گسترش مفهوم توسعه به همه شئون اجتماعي، توسعه در اصل بايد نشان دهد كه مجموعه نظام اجتماعي، هماهنگ با نيازهاي متنوع اساسي و خواستهاي افراد و گروههاي اجتماعي در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگي گذشته خارج شده و به سوي وضع يا حالتي از زندگي كه از نظر مادي و معنوي«بهتر» است سوق مييابد. براي نمونه «سيرس» (Seers) توسعه را به معناي دستيابي به ظرفيتهاي شخصيت انساني ميداند كه در سه هدف متجلي ميشود.
الف) تامين نيازهاي اساسي شامل: خوراك، مسكن، پوشاك، خدمات اساسي مثل: بهداشت، آموزش، آب تصفيه شده، فرصتهاي شغلي ، امنيت فردي، حقوق مدني و ...
ب) ايجاد اشتغال كامل
ج) كاهش نابرابري و يا بنابر مفاد يكي ديگر از متون جديد توسعه: براي درك معناي« دروني» توسعه بايد حداقل سه ارزش اصلي به عنوان پايه فكري و رهنمود عملي در نظر گرفته شود. اين ارزشها عبارتاند از: معاش زندگي، اعتماد به نفس و آزادي«حق انتخاب» (ص 89- نوسازي جامعه از ديدگاه امام خميني)
نخستين اصل مهم در مسير توسعه و تكامل ، اين است كه پيشرفت و تكامل يك جامعه امري همه جانبه است ، بدين معنا كه همه چيزبا هم رشد و تكامل مي يابد ، ممكن نيست يك كشور بتواند هواپيما بسازد مگر آنكه ادبيات و فلسفه اي پويا هم پديد آورده باشد .
فيزيك ، شيمي ،نقاشي ،معماري ، رياضيات ، مكانيك ، ادبيات ،پزشكي ،و ساير رشته های علمي با هم و دركنار هم رشد مي يابند . كاملاً بعيد است كه يكی از شاخه ها به تنهايي توسعه يابد.
انواع توسعه
توسعۀ اقتصادي :
رشد و توسعه اقتصادي كه لازمه زندگي امروزا ست ،براي كشورهاي در حال توسعه امري حياتي محسوب مي شود . جامعه بدون توسعه و پيشرفت جامعه اي را كد و مرده است ، جامعه اي كه نتواند نيازهاي ضروري و رو به رشد خويش را تأمين نمايد ، در واقع از حيات اجتماعي پويا محروم است . بدون رشد و توسعه ي اقتصادي ، توسعه ي مباني فرهنگ ملي ، گسترش خدمات بهداشتي – درماني ،اجتماعي و برخورداري از نيروي دفاعي كارآمد ، امكان پذير نخواهد بود . كشوري كه از رشد و توسعه ي اقتصادي محروم باشد ، با سپري شدن حتي يك روز ،شكاف نا خوشايند بين انسان و نيازهايش ، انسان و حكومت و انسان و آرمان ها و ارزش هايش ، عميق تر خواهد شد و در نتيجه اعتماد متقابل دولت و ملت از بين خواهد رفت . كشوري كه از رشد اقتصادي مناسب برخوردار نباشد ، ازنظر اقتصادي به طور مداوم از ديگر جوامع عقب مي ماند و احترام و مرتبه اش و دين و آيين و معتقدات و فرهنگ و ارزش هايش نزد ديگران از ارزش ساقط و با ديده ي تحقير نگریسته مي شود . بي ترديد بدون توسعهي اقتصادي ، دستيابي به توسعه ، توهمي بيش نخواهد بود . (ارزشها و توسعه)
توسعه اقتصادي در مقام عمل و اجرا با عناصری سر و كار دارد. عناصري كه عامل آن هستند مانند:
- عامل فرهنگي،؛ تغييرات در برخي وجه تلقيها، مانند ارزش دانستن كار و تلاش اقتصادي، دنيا گرايي، وجود روحيۀ علمي و خود باوري.
- عامل آموزش تخصص(سرمايه گذاري انساني)
- عامل انباشت سرمايه فيزيكي از طريق صرفه جويي، الگوي مصرف مناسب و ممانعت از اتلاف منابع و سپس سرمايه گذاري آن.
- نظارت دولت بر تنظيم بازار، تخصيص بهينۀ منابع، تجارت خارجي و حمايت از صنايع داخلي و ...
- حفظ ثبات نظام.
و عناصري كه اهداف يا آثار و نتايج توسعه اقتصادي هستند مانند:
- تغيير بافتهاي جمعيتي و ايجاد تأمينهاي اقتصادي- اجتماعي.
- تغيير بافتهاي جمعيتي- سكونتي
- حصول استقلال و خود اتكائي.
- كاهش فقر نسبي
- حذف فقر مطلق.
(ص 90- نوسازي جامعه از ديدگاه امام خميني)
توسعۀ اجتماعي :
توسعۀ اجتماعي ، برفرد و خانواده به مثابه ي عناصر تعيين كننده و ارزشمند و تأثير گذار بر سرنوشت جامعه تأكيد مي شود . از اين رو براي تحقق توسعه ي اجتماعي بايد شاخص هاي زندگي و رفاه اجتماعي بهبود يابد و به صاحبان انديشه و فكر مجال رشد و پرورش داده شود ، تا به كمال مطلوب نايل آيند ،و به گونه اي شايسته در توسعه مشاركت نمايند ، تا خلاقيت هاي ذاتي و اكتسابي شان شكوفا شود . توسعه ي اجتماعي زماني صورت مي پذيرد كه نهادهاي مناسب و آگاهي بخش در جامعه كه مظاهر و نمودهاي آنها را مي توان به صورت زير برشمرد ، در جامعه تحقق يابد :
1- گسترش سواد و آموزش
2- همگاني شدن آموزش و پرورش
3- وجود مراكز آموزش فني – حرفه اي
4- تلقي آموزش به عنوان شالوده ي حياتي براي جامعه
5- تعليم و تربيت روح آزادگي و آزادي خواهي
6- توجه روز افزون به قوام خانواده و برآوردن نيازهاي اساسي
7- رعايت بهداشت فردي ، خانوادگي و عمومي
8- ايجاد فضاي مناسب براي زن و مرد در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي
9- امنيت اجتماعي فراگير
10- قداست كار و وجود وجدان كاري بين آحاد مردم
11- وجود و حضور عنصر نظم ، انظباط كاري و تشكيلاتي
توسعۀ سياسي :
شاخص هاي توسعه سياسي عبارت است از :
1- مشروعيت نظام و اعتماد مردم به دولتمردان
2- - علاقه به جامعه و به دنبال آن قانون پذيري در ميان مردم بنيادي باشد.
3- منافع هيأت حاكم با مصالح و منافع عمومي مردم همسو باشد.
4- آرامش اقتصادي وجود داشته باشد.
5- آموزش مهمترين ركن برنامهريزي جامعه باشد
6 - مشاركت مردم از طريق نهادهاي اجتماعي ، سياسي ، نظير انتخابات ، مجلس ، احزاب و نهادهاي سياسي غير دولتي و مطبوعات و قدرت انتخاب حكومتي برخاسته از مردم بر مردم و ميزان آزادی آنان
7 - حكومت قانون و نه حكومت فرد به شكل استبدادي و ديكتاتوري و غير شخصي بودن نظام سياسي
8 - اقتدار دولت در پاسخگويي به نيازهاي مردم از طريق ايجاد شبكه ي اداري كارآ و فعال و حل قانونمند مشكلات و معضلات سياسي جامعه
توسعۀ فرهنگي :
مقصود از توسعه فرهنگي ، ايجاد شرايط و امكانات مادي و معنوي مناسب براي افراد جامعه به منظور شناخت جايگاه آنان و رشد و افزايش علم و دانش و معرفت انسان ها و آمادگي براي تحول و پيشرفت و پذيرش اصول توسعه ، نظير : قانون پذيري ،نظم ،بهبود روابط اجتماعي و انساني و افزايش توانايي هاي علمي و اخلاقي و معنوي براي همه ي افراد جامعه مي باشد .
شرط اصلي توسعه اقتصادي ، توسعه ي فرهنگي است براي آن كه مردم بتوانند دنياي جديد را درك كنند و به آن شكل دهند ،افراد قبل از آنکه بتواند خود را با تغييرات ضروري در شغلشان و فق دهد بايد بتوانند خود را با تغيير ،هماهنگ سازند . (ارزشها و توسعه)
-1وحدت:
- همبستگي سبب افزايش كارايي تكامل تكنولوژيكي ميگردد، پيشرفت سريع را موجب ميشود و استفاده كامل از نتايج تحقيقات در توليدات بازرگاني را امكان پذير ميسازد. زيرا مهندسان در عين اشتغال مستقيم در زمينه توليد، آماده تشريك مساعي با همكاران خود در زمينه تكامل توليد ميباشند.
2- بالابردن فرهنگ جامعه :
توسعه يافتگي كاملاً تابع سرمايه نيست و توسعه يافتگي ضرورتاً تابع تكنولوژي نيست. توسعه يافتگي تابع صادرات و واردات نيست بلكه بطور ريشهاي تابع فرهنگ است. اگر ملت آلمان با درجهاي از وطن پرستي و عشق و علاقه به كار و نظم بينظير در تاريخ بشري و جغرافيا و منابعي محدود توانسته آلمان را به كشوري تبديل كند كه تقريباً هشتصد ميليارد دلار در سال توليد كند و نصف آن را صادر كند، اين پيشرفت صرفاً به كارخانههاي آلمان منتهي نميشود بلكه محصول فرهنگي است كه مواد خام را تبديل ميكند و محصولات را بوجود ميآورد.
الف- وطن دوستي:
در جامعهاي كه وطن دوستي نباشد انگيزهاي براي خدمت، رشد و توسعه وجود نخواهد داشت. افراد در سمت فردي حركت خواهند كرد و دستور كار فردي جايگزين دستور كار مملكتي و اجتماعي خواهد شد.
ب-توجه به بهداشت و محيط زيست:
در موازات بحران اخلاقي قرن بيستم، از زواياي مهم بحران اقتصادي در جهان امروز، بحران محيط زيست و سلامتي روحي و جسكي انسان است. صنعتي شدن به عنوان يك كنش، واكنش آلودگي محيط زيست را فراهم آورده است.
ملتهاي قانع ولي پركار، كم مصرف ولي كارآمد و كم خرج ولي آينده نگر، مردمان كم بحرانتري خواهند بود. نسل نوجوان امروز كه نسل پير اواسط قرن بيست و يكم خواهند بود. شديداً به تربيتهاي خاص محتاج است، تا با رسيدگي به بهداشت و محيط زيست خود، جامعه سالمتري را براي آينده خود ايجاد نمايد.
ج - مسئوليت اجتماعي:
افراد، مستقل از اينكه چه حرفهاي داشته باشند و چه مرامي را در يك جامعه پي گيرند، بايستي به مجموعه فرهنگي و فكري و بافت اجتماعي آن مفتخر باشند و در حفظ آن بكوشند و در تصحيح آن قدم بردارند و مانع از تخريب و اضمحلال آن گردند.
مسئوليت اجتماعي، اكتسابي است و آموزش ميطلبد. ممسئوليت اجتماعي، اصلاح نگري و اصلاح پذيري متقابل را ايجاد ميكند و براي انسانها مشقتهاي زندگي جمعي را سهل ميسازد. فراگيري مسئوليت اجتماعي از نظام دبستاني آغاز ميگردد و با گذشت سالها عميق تر و بارورتر ميگردد.
3- علمي كردن جامعه:
نقش علم در عقب ماندگي و توسعه
قانون ، عدالت ، آزادي و دمكراسي قبلاًصحبت به ميان آمد و گفته شد كه زير بناي اينها و پديد آورنده و نگهدارنده اينها ، علم و دانش است ، هر قدر سطح علم و دانش پائينتر باشد عدالت ،دمكراسي و آزادي نيز جلوه كمتري دارد زير اشناخت مردم كمتر است . مردم نسبت به هر چيزي شناخت كمتري داشته باشند ازآن چيز ، خوب يا بد ، حمايت يا مخالفت كمتري دارند . هر مقدار دانش بالاتر مي رود ، حكومت مردمي تر است و بالعكس .
- براي مبارزه با دشمنان داخلي و خارجي به دانش و آگاهي كامل نياز است شناختن دشمن حداقل از دو جهت لازم است .
الف – اتخاذ روشها و اقدامات اصولي در مقابل سيستمها و روشهاي آن
ب – آشنايي با امكانات و توانييهاي فني و صنعتي و آموزشي و اداري و ... آن
- شناخت معايب و پذيرش آن نتيجه دانش و آگاهي و تربيت است . هر قدر سطح دانش و تربيت عمومي پائينتر است افراد خود را مبراتر از عيب و نقص مي پندارند در عوض همه را داراي عيب و نقص مي دانند . برتر پنداشتن خود و به هيچ انگاشتن ديگران از ناداني و بي خردي است (ريشه هاي توسعه نيافتگي )
معيارهاي شناخت يك جامعه علمي- تحقيقاتي:
الف- عملكردها و تصميمگيريها در اين جامعه تابع شناخت ميباشد.
ب- توسعه به مفهوم بهينه سازي نيروهاي انساني و مادي، امري جدي ميباشد.
ج- جامعه كاركردگرا ميباشد.
د- نظام آموزشي پويا، مرتبط با ركن اساسي خلاقيت و نوآوري ميباشد.
ذ- محققان، متفكران و كارشناسان در تصميمگيريها نقش كليدي دارد.
ر- جامعه در تمامي سطوح اجرايي، قانون گذاري و برنامه ريزي آينده نگر ميباشد.
س- ارتباط جامعه با محيط بين المللي از ماهيت رقابتي برخوردار ميباشد. کلیک کنید
4-استقلال رمز ورود به ميدان توسعه:
«هيچ ملتي نميتواند استقلال پيدا كند الا اينكه خودش خودش را بفهمد و تا زماني كه ملتها خودشان را گم كردهاند و ديگران را به جاي خودشان نشاندهاند، نميتوانند استقلال پيدا كنند.» (امام خميني)
5-معيارهاي امام در مورد تمدن جديد:
الف- تعاليم و احكام اسلام
«اسلام همه چيز است»
ب- مصالح جامعه، كشور و مردم
امام معتقد است اسلام مصلحت جامعه است و مغاير با مصالح مردم و جامعه نيست.
«سياست ما هميشه بر مبناي حفظ آزادي، استقلال و حفظ منافع مردم است كه اين اصل را هرگز فداي چيزي نميكنيم»
ج- عدم وابستگي و استقلال
«اسلام تحت سلطه بودن مسلمانان را نفي كرده است و وابستگي بر خلاف مصالح كشور و مردم است. بنياد ديگر اسلام، اصل استقلال ملي است.» (نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی)
۶- آزادی و توسعه:
بحث آزادي معرف چارچوبي است كه در آن فضاي فرهنگي و فكري يك جامعه شكل گرفته است. اولين شاخص آزادي وجود آزادي در يك جامعه اين است كه عموم مردم آن اميد به زندگي داشته باشند. اميد به زندگي بحث جديدي است در توسعه يافتگي. جامعه توسعه يافته به زمان و آينده اهميت ميدهد. جامعه توسعه يافته جامعهاي است كه فرق ميان ساعت8 و ساعت 1: 8 را ميداند. زيرا ميان اين دو سنجش زماني،60 ثانيه وجود دارد.
در يك جامعه علاقمند به توسعه يافتگي بايد بگرديم و ببينيم كه مردم تا چه اندازه به آينده فكر ميكنند و اميد به بهتر شدن و بهبود را دارند. تحرك داشتن، هموار بودن نظام اجتماعي براي تحرك و ارتقا از علايم اين اميد است. در جامعهاي اميد به زندگي هست كه ميان كار خوب و كار متوسط و كار بد تفاوت باشد. كسي كه كار خلاف ميكند تنبيه شود و كسي كه كار پسنديدهاي را انجام ميدهد، تشويق گردد. اين به انسانها روحيه ميدهد تا به فكر ارتقاء باشند. در جامعهاي اميد به زندگي است كه استعداد انسانها به مرحله شكوفايي برسد. فضاي جامعهاي كه به انسانها شخصيت ميدهد و كارهاي آنها را امتيازبندي ميكند با فضاي جامعهاي كه بر خلاف مطلوبيت و كارايي انسانها امتياز بندي ميكند با فضاي جامعهاي كه بر خلاف مطلوبيت و كارايي انسانها عمل ميكند بسيار متفاوت است.
در شرايطي كه فضاي فرهنگي و شناختي يك جامعه، انگيزهها را ناديده گيرد روح و روان و شخصيت و آمال و آرزوهاي آنها را در نظر نگيرد، يقيناً بي تفاوتي حاكم ميشود.
مورد دوم در حلقه پيچيده آزادي و توسعه يافتگي اين است كه عموم مردم با سيستم دولتي خود احساس راحتي كنند. احساس راحتي مردم نسبت به حكومت زماني پديد ميآيد كه دولت، مردم را بر كارگزاران خود اولويت دهد و براي قضاوت مردم ارزش قايل باشد و با توجه به امكانات خود، نيازهاي آنها را تامين كند.
دولت زماندار خوب ، بايد مقيد به زمان باشد و فرصت ر ابراي خود محدود بداند تا درانجام خدمات نيك تعجيل نمايد . وقتي دوران حاكميت خود را مسلم و نا محدود ببيند ، ضروتي براي انجام اصلاحات قائل نمي شود . بويژه بايد زمينه را براي ارزيابي كار و انتقاد از ضعف هايش فراهم نمايد وقتي كه جلو ارزيابيها را بگيرد و با تبليغات بي اساس سعي كند خود را بي عيب و نقص جلوه دهد معايب و نقايص آن بيشتر مي شود . هيچ انسان و هيچ دولتي ازعاری از عيب و اشتباه نيست و دولت خوب آن است كه به متفكرين اجازه دهد معايب و اشتباهات او را بدون پروا بگويند . و او نيز اشتباهات خود را با گشاده رويي پذيرفته و درصدد رفع آن برآيد .(ريشه هاي توسعه نيافتگي )
1- نوآوري تكنولوژيكي:
تكامل و تكنولوژي از سالهاي بعد از 1940 تا سالهاي بعد از 1960 مخلوطي از نوآوري و اختراع بود. در حقيقت نوآوري كه مشخص كننده اين دوره است، از اختراعات حيرت انگيزي كه تعداد آن در تاريخ بيسابقه بوده به وجود آمده است.
گسترش و رواج تكنولوژي، بازارهاي جديدي را باز ميكند، اقتصاد را به حركت وا ميدارد و نيروهاي اجتماعي و اقتصادي تازهاي به وجود ميآورد كه قدرت كافي براي ايجاد تغيير و تحول سریع در جامعه و طريق زندگي ما دارند و اين يعني نوآوري به وسيله تكنولوژي.
2- كيفيت محصولات:
شكل گيري كيفيت در جريان توليد به معناي ايجاد يك روش توليد است كه از طريق اصلاح و بهبود كامل جنبههايي از جريان توليد كه موجب پيدايش عيب و نقص فني ميگردد به كاهش بسيار زياد ميزان محصولات ناقص خواهد انجاميد. اين روش تفاوت بسيار زيادي با پرداخت هزينههاي هنگفت اضافي براي اجراي يك روش دقيق بازرسي دارد كه طي آن محصولات ناقص پس از آنكه توليد شدند دور انداخته ميشوند. اولويت قائل شدن براي خط توليد عامل اساسي ديگري در شكل گيري اين كيفيت است.
در ژاپن كاركنان خط توليد، اعم از تكنسينها و كارگران، از احترام خاصي در داخل شركت برخوردارند، روحيه آنان عالي است و همه نوع پيشنهاد براي بهبود روش توليد ارائه ميكنند. حال آنكه، كارگران اروپايي و آمريكايي خود را در نظامي مييابند كه هر گونه نظر و پيشنهاد آنها را رد ميكند.
اين حركت بزرگ به سوي كاهش نواقص تا مرز صفر، ممكن است در نگاه اول به صورت برخوردي غيرمنطقي نسبت به امر توليد به نظر برسد، اما در واقع با قواعد منطقي توليد كالاهاي مرغوب به قيمتهاي پايين ارتباط نزديك دارد. نخست بايد محصول مرغوبي توليد كرد و سپس هزينههاي آن را به پايينترين سطح ممكن رسانيد.
3- بالا بردن روحيهي كاركنان:
كنترل كيفيت كالاها فقط در بررسي بهبود توليد آنها نبايد خلاصه شود بلكه يكي از مهمترين فعاليتهاي كنترل كيفيت، اين بايد باشد كه احساس عميقي در كارمندان از لحاظ ايفاي نقش حساس در شركت به وجود آورد.
روحيهي كاركنان را بايد بالا برد. تا مشاركت در فعاليتهاي واحد صنعتي جنبه داوطلبانه داشته باشد و هدفها از طريق روش تصميم گيري بر مبناي استقلال داخلي تعيين گردد. اين امر در افزايش شوق و انگيزه در كساني كه شركت ميكنند تاثير فراواني دارد. بعلاوه اين روحيه عالي در اندك مدتي بين كارمندان جوانتر ريشه ميدواند.
در كشور ژاپن شركت كارمندان جهت شركت در مراكز كنترل كيفيت به ترتيب اهميت به شرح زير بررسي شده است.
1- بهبود كاركرد شركت از طريق فعاليت جمعي.
2- تكميل دانستههاي شخصي و تمايل به يادگرفتن.
3- شناساندن كوششهايشان در داخل شركت و فرصت حضور در سمپوزيوم و تورهاي مطالعات خارجي.
4- دنبال كردن خلاقيت در محيط كار، كه در غير اين صورت، كار به شكل يكنواخت و كسالت آور در ميآيد.
5- اعطاي مزاياي مالي از طرف شركت.
4- رقابت عامل موثر در پيشرفت تكنولوژي:
روحيه رقابت در اقتصاد و صنايع به منزله نيروي محرك گسترش تكنولوژي ميباشد. به دلايل متعددد ثابت شده كه اين روحيه رقابت، در تكنولوژي پيشرفته دهه1980 تاثير شگرفي داشته است. رقابت شديد بين شركتهاي بزرگ توليدي به منظور بهبود كاركرد و كيفيت محصولات، كاهش هزينههاي توليد آنها و در نتيجه افزايش سهم خويش در بازارهاي جهاني، بهبود مداوم و سريعي در تكنولوژيهاي مربوط به صنايع ساخت اتومبيل، كالاهاي مصرفي الكترونيك، دوربين و فولاد به وجود آورده.
5- توجه نخبگان جامعه:
مهمترين مركز ثقل يك جامعه در توسعه يافتگي، نخبگان آن است كه بايد مهمترين بخش از نيروي خود را صرف تربيت انسانهاي يك جامعه و فرهنگ و مد نيت آنها كنند و نه افزايش كمي تكنولوژي و سرمايه. در واقع مهمترين سرمايهي يك جامعه انسانهاي آن ميباشد و نخبگان هستند كه بايد با انديشه و دور انديشي و درايت و عشق و علاقه اين وظيفه مهم مملكت داري را بر دوش داشته باشند.
ما هر جا توسعه يافتگي ميبينيم متوجه ميشويم كه براي انسانها وقت گذاشته شده است و تربيتهاي وسيع عقلي و منطقي و اجتماعي صورت گرفته است.(تکنولوژی ژاپن)
تكنو پولي :
عنواني است كه پستمن بر تظام و جامعه اي نهاده كه در آن تكنولوژي وكامپيوتر خود را به جاي خداي قادر ومدبر و عادل نشانده، سرنوشت جامعه انساني را در دست گرفته و انسان را به تسليم و رضا در برابر خود مي خواند. گريز از قناعت و گرايش به حرص و آز تكنولوژيكي ، كه نظام تكنو پولي هم آن را مي طلبد را هم ترويج مي كند ، هميشه خطري خاد بوده است . تكنو پولي بي توجهي و غفلت زدگي انسانها را نسبت به ازدست دادن مهارتهاي گذشته ، كه نتيجه قهری بهره وري بي دريغ از كاراييهاي مفتون كننده تكنولوژي جديد است ، تقويت مي كند . انسان بايد همواره به خاطر داشته باشد كه چه كاري را مي تواند بدون توسل به كامپيوتر انجام دهد و اگربراي انجام هر كاري از كامپيوتر استفاده كند، چه تواناييهاي ذاتي را از دست خواهد داد .
ما مي دانيم پزشكاني كه خود را كاملاً به تجهيزات متكي ساخته اند ، قدرت تشخيص خود را درارزيابي مشاهدات و علايم ظاهري بيماری از دست داده و قادر به ارائه يك راه درماتي نيستند . حال ميتوانيم ازخود بپرسيم كه در صورت اتكاي مطلق به كامپيوتر ، چه تواناييهاي سنتي را خورد كرده و از بين ميبريم .(تکنوپولی –نیل پستمن)
مهاجمين فرهنگي و راه هاي مبارزه با آنها:
اگر خواسته باشيم به طور جدي با تهاجم فرهنگي مقابله كنيم كه بايد اين كار را نيز با تمام زحمات و مشكلاتش انجام دهيم و دشمن را كه سارق افكار مردم است و از باب تجاوز وارد خانه دل مردم شده و محبت ها و تعهد ها را ضعيف كرده و ايمان جوانان رابه سرقت برده ،از درون مردم خارج كنيم بايد به موارد زير توجه داشته باشيم .
1- دولت ها بايد با مردم صميمانه تر برخورد كنند و در گفتارها و رفتارها و مراوده ، نسل جوان را در آغوش گيرند آن نااميديها و ناراحتي هايي را كه در بين بسياري ازآنها به وجود آمده با ملايمت و آشنا كردن آنان با كمبود ها همچون شخصيت دادن به جوانان ، از بين ببرند . سپس حس خوش بيني را نسبت به نظام درآنها به وجود آورند تا جوانان نسبت به اهداف نظام بي تفاوت نبوده و دلگرم شوند و انحراف هاي احتمالي خود را اصلاح كرده و در حفظ آن حريص و متعهد با شند . اين همان شيوه اي است كه "رهبر معظم انقلاب "و " رئيس جمهوري محترم " در جلسات خود با جوانان به كار گرفته و مي گيرند .
2- دولت بايد در برخورد با فساد با حفظ حدود قانون ، قاطعانه برخورد كند و با تسامح و تساهل با افراد فاسد و مضر برخورد نكند . البته افراد غير مسئول حق ندارد در اين امور قاطعيت نشان دهنده چرا كه اقدام آنان هرج و مرج به وجود مي آورد و به اصل قانون و اجراي آنها ضربه مي زند .
3- اقتصاد كشور بايد در مسيري هدايت شود كه به رشد فساد و بي بندو باري و گرايش به تجملات در تبعيت از الگوهاي غربي منجر نشود زيرا فقر ازيك سو و تنعم و اشرافيت طبقات مرفه و توجه به تجملات و پيدايش شيوه هاي جديد رفتاري از سوي ديگر ، هر كدام به نوعي انسان را از خود سازي و تعالي و فرهنگي باز مي دارد .
4- وضع قوانين و مقرراتي در زمينه توليدات فرهنگي اعم ازنشريات ،كتاب ، فيلم ،نوار ، ... كه مانع گرايش به ابتذال دراين زمينه گردد .
5- ايجاد امكان برخورداري ازحداقل معیشت و زندگي سالم به نحوي كه افراد جامعه ازروي كردن به درآمد ها و فعاليتهاي ناسالم و نامشروع پرهيز كنند .
6- افزايش و گسترش تفريحات سالم ، مانند ورزش و فعاليتهاي فرهنگي و هنري به ويژه براي جوانان كه مايه بي توجهي به فرهنگ هاي مبتذل و ضد ارزشي مي شود .
7- تقويت بنيان هاي فرهنگي جامعه و ايجاد اعتماد به نفس درمردم و شناساندن اهداف دشمن و تغذيه مداوم فكري – فرهنگي اقشار مختلف ، متناسب با سطح تحصيلات شان كه اين مورد اهميت خاصي دارد .
8- حركت سريع و مداوم حوزه هاي علميه در ارائه فرهنگ اصيل اسلامي در ابعاد مختلف جهت واكسينه كردن اقشار مردم . آري اگر مرم تغذيه معنوي نشوند ، قهراً به تغذيه نامطلوب دست مي زنند .
9- جهت دادن به روزنامه ها ... مطبوعات به سوي عدم تجاوزبه حقوق نوع مردم در تهاجم خبری ، چرا كه روزنامه ها اكثر در حد اعلان كننده خبر و به دور ازتعدي و تجاوز نيستند ، بلكه علاوه بر اعلان يك يا چند خبر جنجالي ، ايجاد دلهره و اضطراب كرده ، حدود حرمت ها را مي شكنند .
10- تهاجم فرهنگي دربعضي موارد به دليل خلاً فرهنگي موجود بين نسل جوان صورت مي گيرد و اين خلاً ناشي ازعدم دسترسي آنان به كتاب است كه گاهي به عنوان يك درد دل ان را مطرح مي كنند .
11- تبديل در برنامه هاي تلويزيوني جهت اصلاح حركات و برخورد بازيگران زن و مرد صورت پذيرد زيرا پخش اين برنامه ها از سيماي جمهوري اسلامي ايران به منزله اسلاميت و بدون اشكال بودن آنها محسوب مي شود .
12- چه مناسب است كه جهت جلوگيري از تهاجم فرهنگي ارائه برنامه ها و ميزگردهايي با حضور جوانان و مسئولان صدا و سيما برگزار شود و مساله ماهواره براي آنها شكافته شود و در اين باره تبادل افكار شود .
بايد مسئوليت اين كار به جوانان داده شود تا هم در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي مشاركت داده شوند و هم در جلوگيري از تهاجم فرهنگي تاثير به سزايي داشته باشند .
13- توجه دادن نسل جوان به قرآن كريم به ريسمان محكم الهي ، روي آوردن جوانان و نوجوانان به قرائت و تفسير ، ظاهر و باطن قرآن كه نتايجي مهم در جهت مقابله با تهاجم فرهنگي دارد . (تهاجم فرهنگی) کلیک کنید
مهاجرت يا فرارمغزها :
مهاجرت از دو جهت براي كشورهاي توسعه نيافته گران تمام مي شود :
الف – وقتي افراد مختصص و دانشمند و متفكر ازكشور خود خارج گردند ، باعث كمبود نيروي متخصص و در نتيجه ضعيف مي گردد و به طور طبيعي كمبود نيروي متخصص و متفكر سبب پائين آمدن قدرت توليد ، وابسته شدن كشور مي شود .
ب – موجب قدرتمند تر شدن استعمار و استكبار مي شود و هر قدر هم استعمار و استكبار قويتر شود به زيان جوامع توسعه نيافته تمام ميشود . علاوه براين ، وقتي نيروهاي متخصص و متفكر جهان توسعه نيافته به كشورهاي پيشرفته مهاجرت مي كنند ازخود آثار ارزشمند فراواني در آنجا بر جاي مي گذارد . هر يك ازنيروها موجب پيدايش ابتكارات و نوآوريهاي فراواني ميشوند و در نتيجه كشور پيشرفته روز به روز پيشرفته تر و مشكلاتش كمتر مي گردد . (ريشه هاي توسعه نيافتگي )
بيكاري :
در جوامع توسعه نيافته هم بيكاري وجود دارد و هم کم كاری، تعداد زيادي هميشه بيكارند و آنها هم كه سر كارند اكثر كم كارند و يا آنكه ازكار خود رضايت ندارند افراد در مقابل صرف وقت خود براي انجام يك كار ، حقوق كافي دريافت نمي دارند ، لذا كم كاري و دو كاري و چند كاري پيش مي آيد . فرد براي تامين زندگي خود ناگزير است دست به كارهاي مختلفي بزند ، در هر كاري قسمتي از وقت را مي دزدد تا صرف كارهاي ديگر نمايد . اگر چه كار مي كند ولي كارش عملاً نتيجه زيادي ندارد و كارها در ادارات مختلف هميشه عقب است. (ريشه هاي توسعه نيافتگي )
كمبود كتاب و ضعف زبانهاي بين المللي:
امروزه خواه نا خواه زبان انگليسي ، علمي ترين زبان بين المللي است و كليه كتابهايي كه در كشورهاي مختلف ، به زبانهاي گوناگون تهيه و منتشر مي شود . چنانچه با ارزش باشند قطعاً در زمان كوتاهي به انگليسي نيز ترجمه مي شود . لذا هر كس كه زبان انگليسي بداند قادر است به قديميترين و جديد ترين منابع علمي وقتي و ادبي و هنري و ... دنيا كما بيش دست يابد كشورها يا بايد ميزان و مقدار ترجمه و چاپ را توسعه دهند تا تمام كتابهاي معتبر دنيا را به زبان خود برگردانند( واين كار نه در حد امكانات كشور است و نه به صرفه )يا انكه زبان انگليسي را در كشورهاي خود در حد زبان دوم يا زبان علمي آموزش دهند تا توان بهره برداري از منابع خوب و معتبر دنيا فراهم گردد و اين به صرفه ترين راه است . (ريشه توسعه نيافتگي )
تعاريف واژه ها :
تكنو پولي : تسليم فرهنگ به تكنولوژي.
قانون : ارسطو مي گويد : قانون عبارتست از عقلي كه تحت تاثير اميال قرا نگرفته. ما بايد تحقيق كنيم كه بهترين قانون اساسي براي اكثر ممالك چيست و بهترين راه زندگي را بيشتر اشخاص كدام است .
توسعه : وسعت دادن و فراخ كردن.
نيل سپتن : استاد دانشگاه نيويورك ، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل ارتباط جمعي از زمره كارشناساني است كه خط كاربرد و تكنولوژي بدون اخلاق را طي كتابها ، مقالات و سخنرانيهاي فراوان گوشزد كرده است .
1- تکنولوژی ژاپن
نویسنده:ماسانوری موریتانی
مترجم: محمد رضا رضاپور
ناشر:انتشارات کوشش
2-ریشه های توسعه نیافتگی در جهان سوم
نویسنده :علیرضا علی آبادی
ناشر:نشر رامین
3- تهاجم فرهنگی
4- تکنوپولی
نویسنده :نیل پستمن
ترجمه :دکتر صادق طباطبایی
ناشر :اطلاعات
5-ارزشها وتوسعه
نویسنده :محمد نقی نظرپور
ناشر :پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
6- عقل و توسعه یافتگی
نویسنده :دکتر محمود سریع القلم
ناشر :نشر سفیر
7- نو سازی جامعه از دیدگاه امام خمینی
نویسنده :محمد حسن حسنی
ناشر :مؤسسه چاپ و نشر عروج


